زیباترین اتفاق زندگی ما

بدون عنوان

دختر عزیزم مرا ببخش که تا به امروز وبلاگت را به روز نکردم.امروز شب عید قربان هست.بیست و یکم شهریور.یک ماه و ده روز دیگر من باید به سرکار برگردم .هر روز که به اول آبان نزدیکتر می شوم دلهره جدایی از تو در من بیشتر می شود.بگذار از این حرف ها عبور کنیم. لیانای عزیزم بینی ات جند روزی هست که کامل گرفته است.شب ها به سختی نفس میکشی و این قضیه باعث اذیت تو شده است.دکتر بهرامی معتقد است که تو به پروتئین گاوی موجود در شیر خشکت آلرژی داری و دکتر هنر با آزمایش مدفوعی که دادی معتقد هست این سرماخوردگی هست.خداکنه که سرماخوردگی باشه.چون تو رفلاکس هم داری و فقط همین شیر ب ب لاک AR با تو سازگار هست.بقیه شیر ها رو نمی خوری و طعمشون رو دوست نداری.تازه اگر هم ...
21 شهريور 1395

زیباترین اتفاق زندگی ما به وقوع پیوست!!!

بالاخره بعد از نه ماه انتظار زیباترین اتفاق زندگی من و احمدرضا رخ داد.ليانا دختر دلبندمان در روز سی و یک فروردین 1395 ساعت 7:33 صبح در بیمارستان بعثت شیراز متولد شد و جانی دوباره به زندگیمان داد.     لياناي عزیزم شما هنگام تولد سه کیلو و سیصد و شصت گرم وزن و پنجاه سانتیمتر قد داشتي. الان هم روز پنجم تولدت به این دنیا هست.و شما امروز با بابا احمدرضا و مادرجونت به درمانگاه فاطمه الزهرا برای واکسیناسیون و غربالگري و تست زردی رفتی.خدا را شکر تا به امروز زردی نداشتی اما باید هفتاد و دو ساعت دیگه باز برای تست زردی به این درمانگاه مراجعه کنیم. لياناي دلبندم حال من هم بد نیست.درد دارم اما تو را که می بینم همه دردها برایم قابل...
4 ارديبهشت 1395
1